می خوام امشب با دلت بازی کنم
تو رو آتیش بزنم وخودمو راضی کنم
می خوام از لحظه ی آخر بگم و هیچ بشم
می خوام از نگات بگم که توش دارم پوچ میشم
می خوام امشب دلت و ابری کنم
تو رو یاد اون روزا و خودمو خالی کنم
می خوام از دلم بگم،که همش دلواپسه
خندهاش محو شده ، توی فکر قفسه
می خوام از اونی بگم،که میگه رهات کنم
نمی دونم چی می خواد ، اما می خواد صدات کنم
می خوام از چشام بگم که همش دنبالته
بعضی وقتا نا امید دنبال شبیهته
اینا رو گفتم بهت ، تا دلت مثل دلم ابری بشه
دلت آتیش بگیره، دل منم راضی بشه
اما بازم عزیزم ، دلتو آتیش نزن،گریه نکن
دل تو مال خودت ، شعرمو آتیش بزن و رهام بکن
برو ای تو بهترینم ، برو دیگه تا کسی بهم نگه
فکر انتظار برگشتن تو ، قلبتو عذاب میده
می خوام امشب بدونی ای نازنیم
دل من راضی نمیشه که چشات ابری بشن
می خوام امشب تا سحر برای تو دعا کنم
می دونم نیستی دیگه، تو خاطرات،همش تو رو سوا کنم